رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹
  • الجمعة ۸ جماد ثاني ۱۴۴۲
  • 2021 Friday 22 January

بیو گرافی : سید علی شکرالهی . متولد بیست و دوم خرداد هزار و سیصد شصت و سه در نجف آباد . کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک . شاعر و روزنامه نگار . علی شکرالهی تا کنون موفق به دریافت جوایز متعدد کشوری در زمینه شعر  شده است . تا بحال چه شغل هایی داشته اید؟ […]

سید علی شکرالهی - شاعر و روزنامه نگار

بیو گرافی : سید علی شکرالهی . متولد بیست و دوم خرداد هزار و سیصد شصت و سه در نجف آباد . کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک . شاعر و روزنامه نگار . علی شکرالهی تا کنون موفق به دریافت جوایز متعدد کشوری در زمینه شعر  شده است .

تا بحال چه شغل هایی داشته اید؟

دفتر بیمه ،  سردبیری نشریه ، مسئولیت کانون های ادبی اداره کل کتابخانه های استان ، کارشناس فرهنگی دانشگاه ، مدیر پژوهشی دانشگاه ، مدیریت روابط عمومی ، بازرسی فنی ، شرکت داری  و این قصه ادامه دارد

شعر را از چه سنی و با چه قالبی شروع کردید ؟

از سال هشتادو پنج و شش – متولد۶۳ هستم ، خودتان حساب کنید. با کلاسیک

اخرین رباعی که سروده اید ؟

شادی دارد گریه و زاری دارد

بعداز هر نشئه گی خماری دارد

چون جام قلم زنی ومینا کاریست

این عشق چقدر ریزه کاری دارد

تلخ ترین خاطره ای که از شعر داشته اید ؟

سرودن شعر برای نبودن احمدبیگدلی

چرا هنوز کتاب اشعارتان منتشر نشده است ؟

چندسالی بخاطر ماندن در دوراهی نئوکلاسیک و نحله های تازه متوقف بودم و حالا که همان اولی را انتخاب کرده ام سخت گیرتر شده ام .

وضعیت شعر در نجف آباد را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ببینید به نظر من نجف آباد شهری حکمی و دانشی است.اندیشگی این شهر برخیال و عاطفه می چربد درعرصه ادبیات نجف آباد را با رمان و داستان بیشتر می شناسند. چرا که این نوع ادبی کادر دارد ، شکل دارد قاعده دارد و نقد ادبی آن روال دار ومنطقی تراست.اما شعر وقتی از کلاسیسیزم خارج می شود تشخیص سره وناسره باسلیقه ها و خوانش ها گره می خورد خیال و عاطفه شعر را سیال تراز داستان دوست دارند. نمونه عینی جلو روی داستان درچهره های داستانی شهر مشهود است . بهرام صادقی به صادق هدایت تنه می زند. احمد بیگدلی شعر داستان های پست مدرن می نویسد نظریه ارائه می دهد جایزه کتاب سال می گیرد ، یعقوب یادعلی پدر مادر دار می نویسد و دیده شده است . حسن محمودی سلمان باهنر ، علی فاطمی و دیگرانی که من نمی شناسم شناخته شده های داستان در کشور هستند واین به زعم من حاصل اقلیم است ، یادم هست یک بار شعری در زبان و اندیشه خراسانی برای یوسفعلی میرشکاک خواندم و به من گفت اقلیم تو عاطفی است گل و بلبل است عاشقانه است .دراقلیمت بنویس و حالا می فهمم درست گفته باری این حرف ها را زدم که بگویم نجف آباد آن گونه که شاید شهر شعرنیست . این بدین معنی نیست که ماشاعرخوب نداریم داریم اما کمتراز انگشتان یک دست این هم صدقه سری پرش ادبیات در جهان و تضارب نظریه های شاعران ما با شاعران مرکزنشین و نیز مهم تراز هم آموختن که حلقه ساخته نشده شعراین شهرستان است . ما سابقه قابل مفاخره ای درشعر نداریم حال اینکه در داستان خوش سابقه ایم.

نظرتان را در مورد این شاعران بفرمایید :

فاطمه نصر:

شگفتا

 خال هاشمی

روی گونه ات

ماه گرفتگی جزئی

سمیه طوسی : دانشی و پیش رو در شعر ، حالا وقت آموختن از سمیه طوسی است.

قائم عظیمی:  شاعرخوبی که در ایستگاه شاعران دیگرمی ایستد

 سوارقطار کوآلالامپور خودش که شد به مقصد می رسد

الهام فرقانی : تنهاشاعری که دراین شهر٬ شعر زندگی می کند!

محمد علی سلطانی : مرد صبور و بی تکلف و فروتن

چند شاعر جوان را که به شعرشان علاقه دارید نام ببرید ؟

گروس عبدالملکیان محمدسعیدمیرزایی حامد ابراهیم پور  ، هستند خیلی ها هستند که میانگین کارهاشان را می پسندم.

از شاعران معاصری  که دیگر در بین ما نیستند  و شما به آنها علاقه دارید نام ببرید .

نیما ، شاملوی بزرگ ،  فروغ ،  نادر نادرپور ، بیژن نجدی ،  قیصر امین پور ، صف طویلی را دوست دارم اینها اهم دوست داشتنی هام بود.

بیش از سی سال از انقلاب اسلامی می گذرد ، آیا می توان شما را یک جوان انقلابی خواند ؟

تاتعریف شماازانقلابی چه باشد ، ما در هیات بزرگ شدیم و ازظلم متنفریم ، بادروغ مبارزه کرده ام . پاروی خون ریخته برای وطن و عدالت نمی گذارم و شهید برای من واژه مقدس است ، بی وطن نیستم و تملق قدرت هم نمی دانم ، حالااگراین هاجزو شاخصه های انقلابی بودن است پس من یک انقلابی ام.

 اطلاع دارم شما در حال نوشتن داستان شهید دریاقلی سورانی هستید ، بفرمایید در چه مرحله ای هست این داستان ؟

مدتی است به دلایلی نوشتن  این کار را رها کرده ام و قطعا به آن باز خواهم گشت. این یک مستند نگاریست.

شما سیاسی هستید ؟

اول اینکه جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود .در مملکتی که سیب زمینی و گوجه سیاسی است چرا من نباشم. البته از شهر ما که سیاسی ترین شهر کشوراست سیاست مهاجرت کرده است. صدو پنجاه نفر می آیند برای انتخابات شوراها که رزومه درصد قابل توجهی از آنها مدرک کارشناسی است و.رزومه کاندیداهای مجلس می شودکارشناسی ارشد. شایسته ها هم می روند به سلامت اما دو دیگر اینکه من درختی دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت.

آیا معتقدید شاعر باید شعر سیاسی بنویسد ؟ اصلا شعر سیاسی داریم ؟

من بلدنیستم اگر کسی بلداست بنویسید چه ایرادی دارد درباره شعرسیاسی مفصل حرف دارم شاید وقتی دیگر.

سال گذشته یادداشتی درخبرگزاری فارس روز مسجد منتشر کردید ، چرا به نحوه مدیریت مساجد اعتراض دارید ؟

خب نظراتم را در همان مقاله مطرح کردم و این موضوع کاملا مشهوداست . باید در شیوه ی مدیریت مساجد تجدید نظرشود.کانون فرهنگی مساجد خوب است اما مسجد باید کانون اشاعه فرهنگ صحیح باشد.مسجد را قطعه قطعه نکنیم .همه اش را به متدینین خلاق بسپاریم تا پایگاه زندگی فرهنگی مردم شود.

جالب است برخی از این مطلب ترش کردند و فرمودند شاعررا چه به این حرف ها.حال آنکه الشعرا امنا الرسل

از دو هفته نامه پایا پژوه چه خبر ؟

به آوای اصفهان بدل شد و در اصفهان مشغول است . البته من مدتی از دوستانم مرخصی گرفته ام و به زندکی شخصی می پردازم.

هنوز با آقای شهریاری در ارتباط هستید ؟

آقای شهریاری دوست ریشه دار من است . آقاست. و من به دوستی با مردهای خوب افتخار می کنم . شاید ایشان هم در برخی زمینه ها مثل من به این مصرع  حافظ رسیده است:

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

نمی دانم!

به عنوان فردی که مدتی در رسانه ها فعالیت کرده است وضعیت رسانه ها را در نجف آباد را چگونه ارزیابی می کنید ؟

رسانه ها در نجف آباد وابسته اند. مگر یکی دو رسانه که یا تعطیل شدند یا کوچ کردند. وابستگی رسانگی را از بین می برد. اما تیتریک  شروع خوبی داشته و امیدوارم شیب این منحنی روبه بالا باشد. پایگاه خبری شما هم به لحاظ هنری بودن شامل تمایز می شود و من به این انرژی و خلاقیت امیدوارم.

شما سالها در عرصه فرهنگی و هنری شهرستان در حوزه های مختلف فعال بوده اید وضعیت فرهنگی و هنری را چگونه ارزیابی می کنید ؟

هم هست در این خانه و هم نیست عزیزم!

در باره این چند تن  نظرتان را کوتاه بفرمایید ؟

شهید کاظمی : شعرم را با این مرد شروع کردم. بزرگ منشی این مرد  را خودم بارها دیدم

استاد احمد بیگدلی : شهید داستان . حیف شد تازه میخواستیم باهم بساط عیشی در ادبیات راه بیندازیم

استاد معلم هنر ما درسال دوم راهنمایی هم بود

سلمان باهنر : ذوالفنون هنر نجف آباد کاشکی شعر هم می نوشت

کیومرث پور احمد : صبح روز بعد

استاد احمدی :

چه خطی می نویسد سرمه بر بادام طولانی

کتابت کن تماشا را به نستعلیق حیرانی

(حافظ ایمانی)

آخرین کلمه ای که ذهن شما در به خودش درگیر کرده ؟

ذم

آخرین کتابی که خوانده اید ؟

ذبیح – احمدبیگدلی

غزلی به انتخاب خودتان برایمان بخوانید ؟

پریدن است که دزدیده مرغ خانگی ام را

وگرنه ایرادی نیست دام ودانگی ام را

نگاه روشن  و منظورمندتوست که یک عمز

نگاه داشته درخودشراب خانگی ام را

میان فلسفه و شعرعاشفانه اسیرم

شراب کهنه مگرحل کند دوگانگی ام را

من آن خدای ستم پیشه ام که بین صفاتم

برای دوست سواکزده ام یگانگی ان را

به لفظ کوچه و بازارمیسرودمت ای گل

غزل تحمل میکرد اگر ترانگی ام را

پیشنهاد می کنید ما با چه کسی مصاحبه کنیم ؟

اگر دسترسی پیدا کردید با یعقوب یاد علی

مصاحبه : محسن منصوری

 

اخبار مرتبط